در منطق الطیر
به ققنوس در شعر کهن فارسی تقریبا هیچگاه اشاره نشدهاست و میتوان گفت که طی هزار سال شعر فارسی، تنها عطار نیشابوری است که در اشعار خود از این پرنده نام بردهاست، و جالب این که وی نیز به صراحت با این باور دیرینه که ققنوس حیات جاودان دارد، مخالفت ورزیده و برعکس ققنوس را نیز به سان دیگر موجودات فانی دانسته و بر همه گیر بودن پدیدهٔ مرگ تاکید ورزیدهاست.
در منطق الطیر عطار، ققنوس طرفه مرغی دلستان است که مأوای او در هندوستان میباشد. او پرنده ایست که نزدیک به صد سوراخ در منقار دارد و او را جفتی نیست. بنا بر این روایت، ققنوس در بلندیها مینشیند و با وزیدن باد بر منقار او، نوایی دلنشین پدیدار میشود و مرغان دیگر بدین آواز گرد او جمع میشوند و مدهوش و صید وی میشوند.
بدین روایت، موسیقی نیز از آواز ققنوس گرفته شدهاست که:
فیلسوفی بود، دمسازش گرفت | علم موسیقی ز آوازش گرفت |
عطار نیشابوری در اشعارش از ققنوس بعنوان پرندهای یاد میکند که بر روی نوک او ۳۶۰ سوراخ وجود دارد و از هر سوراخ آن نوایی دلنشین خارج میگردد . او خاستگاه ققنوس را در هندوستان میداند .
نظرات شما عزیزان:
ادامه مطلب